دو دوست همیشگی
سلام به همه دوستان...
ببخشید ما کلا ناپدید شدیم . وبمونم تار عنکبوت بسه اومدیم یه کم گرد گیری کنیم..
ممنون از کسایی که وقتی نیستیم سر میزنن بهمون
عید همه مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک

روزی یک پرنده مهاجر از فرط سرما به ناچار از پرنده های دیگرجدا شد و به ز مین افتاد ,
در همان نقطه ای که پرنده افتاد یگ گاو رد شد و بر روی پرنده کثافت انداخت ,
پرنده گرم شد و کم کم جان گرفت و شروع به دست و پا زدن کرد ,
ناگهان گرگ گرسنه ای از آنجا رد شد و آن پرنده را دید و بلافاصله او را خورد .
نتیجه :
همیشه اونی که تو را توی کثافت می اندازد دشمن تو نیست
همیشه اونی که تو را از کثافت در می آورد دوست تو نیست
وقتی توی کثافت افتادی زیاد دست و پا نزن شاید به نفعت نباشه
گفتمش آغــاز درد عشق چیست؟..... گفت آغـازش سراسر بندگیست
گفتمش پایان آن را هـم بگــو...... گفت پایانـــش همه شــرمـندگیست
گفتمش درمـــان دردم را بگــو...... گفت درمــانی ندارد، بــی دواســت
گفتمش یک اندکی تسکین آن...... گفت تسکینش همه سوز و فناست

من همونم که همش به یاد چشمات میمونم
من همونم که تورو همیشه دنیام میدونم
من همونم که غم و از توی چشمات می خونم
شده هر کار میکنم تا غم و از تو برونم
من همونم که تویی فرشته ی ارزوهام
جون من فقط یه بار عشق و بیار هدیه برام
حالا زورت میاد یه بار بیاری
روزگاریست همه عرض بدن می خواهند
همه از دوست فقط چشم ودهن می خواهند
دیو هستند ولی مثله پری می پوشند
گرگهایی که لباس پدری می پوشند
انچه دیدن به مقیاس نظر می سنجند
عشق را همه با دور کمر می سنجند
خوب طبیعی ست که یک روزه به پایان برسد
عشقهایی که سر پیج خیابان برسد

کاشکی باهم سوار قایق میشدیم
دور از نگاه ادما هر دومون عاشق می شدیم
کاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا می گرفت
گلای سرخ دلمون کاش بوی دریا می گرفت
کاش تو هوای عاشقی لیلی و مجنون می شدیم
باد که تو دریا می وزید ما هم پریشون می شدیم
کاش که یه ماهی قشنگ برای ما فال م یگرفت
برامون از فرشته ها امانتی بال می گرفت
کاشکه به جز من هیچ کسی این قدر زیاد دوسِت نداشت
یا که دلت عشق منو اول عشقاش می گذاشت
دوستای خوبم برای شادی روح مادربزرگ عسل جون
یه فاتحه بخونین...
ممنونم
گفتی عاشقمی، گفتم دوستت دارم گفتی اگه یه روز نبینمت میمیرم، گفتم من فقط ناراحت میشم گفتی من بجز تو به کسی فکر نمی کنم، گفتم اتفاقا من به خیلی ها فکر می کنم گفتی تا ابد تو قلب منی، گفتم فعلا تو قلبم جا داری گفتی اگه بری با یکی دیگه من خودمو می کشم، گفتم اما اگه تو بری با یکی دیگه، من فقط دلم میخواد طرف رو خفه کنم گفتی ... گفتم ... حالا فکر کردی فرق ما این هاست؟ نه ! فرق ما اینه که : تو دروغ گفتی، من راستشو
اخرای فصل پایز
یه درخت پیر تنها
تنها برگی رو شاخش
مونده بود میون برگها
یه روزی درخت به برگ گفت
کاشک بمونی در کنارم
اخه من میون برگها
فقط و تنها ترو دارم
وقتی برگ درخت و میدید
داره از غصه میمیره
با خدا رازو نیاز کرد
اونو از درخت نگیره
با دلی خرد شکسته
گفت نزار از اون جداشم
ای خدا کاری بکن که
تا بهار همین جا باشم
برگ تو خلوت شبونه
از دلش با خدا میگفت
غافل از اینکه یه گوشه
باد همه حرفاشو میشنفت
باد اومد با خنده ای گفت
اخه این حرفها کدومه
با هجوم من رو شاخه
عمر هر دوتون تمومه
یه دفعه باد خیلی خشمگین
با یه قدرتی فراوون
سیلی زد به برگ و شاخه
تا بیگیره از درخت جون
ولی برگ مثل یه کوهی
به درخت چسبید و چسبید
تا بادم رفت پیش بارون
بارونم قصه رو فهمید
بارون گفت با رعد و برقم
میسوزونمش تا ریشه
تا که اثاری نمونه
دیگه از درخت و بیشه
وقتی بارونم مثل باد
توی این بازی شکست خورد
تا جای رسید که بارون
ارزو میکرد که میمرد
برگ نیوفتادو نیوفتاد
اخه این خواست خدا بود
هرکی زندگیشو باخته
دلش از خدا جدا بود
| Design By : Night Melody |


